العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
67
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
را جلو اندازند و بدنبالش روند و راه درست يابند و نيز آدمى نتواند از شهرى بشهرى رود جز از نشانههاى ويژه رهنمائى گيرد كه از زمين باشند مانند كوهها و بادها يا از آسمان چون خورشيد و ماه ، ولى پرنده قطا بىرهنما درست و بىكژى از شهرى بشهرى پرواز كند و هم كراكى از اين سوى جهان بسوى ديگر روند براى هواى سازگار بىكژى و نادرستى ، اين كاريست كه برترين آدمى نتواند و جاندار تواند . 6 - خرس چون خواهد گاو را شكار كند داند كه آشكارا نتواند ، گفتند در گذرگاه نره گاو به پشت خوابد و چون نزديكش آيد و خواهد شاخش زند دو شاخش را با دو بازو چسبد و ميان آنها را دندان گيرد تا او را در اندازد و نيز چوب گيرد و بآدمى زند تا پندارد مرده و او را وانهد و بسا برگردد و نفس او را بو كند و بررسى كند و نيز بسبكى بالاى درخت گردو رود و دو تا گردو به دو مشت گيرد و بر هم بكوبد و در آن پف كند تا پوستهايش برود و مغزش را بخورد . 7 - چون مگس يا پشه بسيار بر روباه نشيند يك تيكه پوست جانور مرده بدم گيرد و دست و پا را در آن نهد ، و خرده خرده در آن فرو رود و چون مگسها و پشهها آب يابند بالا آيند تا روباه تمام تن را در آب فرو كند و همه در سرش فراهم شوند و آنگه سر را هم كم كم زير آب كند تا همه روى آن پوست روند و آنگه آن پوست را در آب اندازد و سالم از آب بدر آيد بىآزار آن جانوران و بىترديد حيله عجيبى است در راندن موذيها 8 - گويند از ويژگيهاى اسب است كه هر كدام آواز اسب پيكارگر با او را شناسد ، سگها با گياه معروفى خود را درمان كنند ، چون به يوز داروى خفه كن دهند فضلهء آدمى جويد و خورد ، نهنگ دهان براى پرنده ويژهاى گشايد تا در آن آيد و دندانهايش را پاك كند و بر سر آن پرنده چون خارى باشد كه هر گاه نهنگ خواهد دهن بر هم نهد از آن آزار بيند و آن را گشايد تا پرنده